نظم و انضباط

برنامه ریزی و انضباط ، رمز موفقیت در تمام امور

شيوه هاي برخورد و آموزش به دانش آموزان با اختلالات رفتاري- عاطفي

 شيوه هاي برخورد و آموزش به دانش آموزان با اختلالات رفتاري - عاطفي

 

درس دادن در مدارس امروزي كاري بس دشوار است. دانش آموزان كلاس ها را اشخاص بسيار متنوعي تشكيل مي دهند. با اين حال همه دانش آموزان لازم است احساس ايمني و امنيت كنند تا بتوانند مطالب درسي را به راحتي فرابگيرند. برخي از دانش آموزان از خود رفتارهايي بروز مي دهند كه به توجه آموزگار نياز دارد و ممكن است به راحتي زمان و انرژي آموزگار را به خود اختصاص دهد. اين دسته از دانش آموزان، افرادي هستند كه با اختلالات رفتاري- عاطفي روبه رو هستند و مي توانند كاسه صبر و شكيبايي حتي بهترين آموزگاران را نيز لبريز كنند. طبيعتاً آموزگاران در برخورد با اين دانش آموزان ممكن است دچار استرس شوند و ناخودآگاه نتوانند همه صلاحيت هاي خود را در كلاس نشان دهند.
    
مفهوم اختلال رفتاري - عاطفي به معناي آن است كه دانش آموز نتواند در مدرسه با توجه به هنجارهاي قوي يا فرهنگي رفتاري را به نمايش بگذارد و در نتيجه بر عملكرد آموزشي او تاثير نامطلوب مي گذارد. دانش آموزاني كه با اختلال رفتاري- عاطفي روبه رو هستند مشكلاتي را براي دوستان، والدين و آموزگاران ايجاد مي كنند. 
    
اختلالات شديد رفتاري - عاطفي اين دانش آموزان شامل موارد ذيل است.
    
    - ناتواني در يادگيري كه نتوان آن را با عوامل عقلي، احساسي يا سلامت مرتبط دانست.
    
    - رفتارهاي نامناسب در شرايط عادي
    
    - روحيه ادامه دار افسردگي
    
    - ابراز نشانه هاي ترس در ارتباط با مسائل شخصي با مدرسه.
    
    اختلالات عاطفي- رفتاري ممكن است با ساير ناتواني ها همراه باشد. اين اختلالات ممكن است با اختلالات اسكيزوفرني، اختلالات عاطفي و اختلال اضطراب نيز همراه باشند. معمولاً دانش آموزاني كه با اختلالات عاطفي- رفتاري روبه رو هستند از ويژگي هاي مشتركي برخوردارند. از جمله اينها مي توان به كمبود توجه، عدم موفقيت در مدرسه، مهارت هاي اجتماعي ضعيف، پرخاشگري، اضطراب، گوشه گيري و افسردگي اشاره كرد.

 نويسنده: گيتي اسدي

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 دی1389ساعت 11:33  توسط پیمان طرزعلی  | 

نظم ، نظم ، نظم

نظم ، نظم ، نظم

 

مقدمه
نظام هستى و قوانين حاكم بر آن ، از ريزترين موجودات تا بزرگترين آن ها، از نظمى شگفت انگيز حكايت مى كند. اگر نگاهى دقيق به اطراف خود بيندازيم و پديده هاى هستى را با ديده دقت بنگريم ، در مى يابيم كه دست پر مهر پروردگار چه قدر زيبا و منظم هر چيز را در جاى خويش نهاده است .
به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين و اختلاف شب و روز و گردش كشتى در دريا به طورى كه مردم بهره مند مى شوند و در بارانى كه خداوند از آسمان مى فرستند تا در پرتو آن زمين هاى مرده را زنده كند و موجوداتى را كه در روى زمين پخش ساخته و در وزش بادها ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخر نموده است ، براى خردمندان ، نشانه هايى از خداوند است .
هر چه بيش تر در گسترده زمين و زمان و آفريده هاى گيتى دقت كنيم ، نظم حيرت انگيز آن ها چشمانمان را بيش تر خيره مى سازد.
در جهان ناهماهنگى ديده نمى شود. چشم بينداز و نظاره كن ؛ آيا هيچ گونه ناهماهنگى مى بينى ؟ دوباره چشم بيفكن ...
جهان با همه بزرگى اش ، مشحون از نظم و انسجام و تركيب هاى حساب شده است : پيدايش شب و روز ، رفت و آمد فصول چهار گانه ، خواب در زمستان و بيدارى در بهار، زنجيره حيات در حيوانات و گياهان و وابستگى آن ها به هم و... همه ، نشانه هاى آشكار نظم و انتظام عالم است . اگر اندكى بى نظمى در گوشه اى از چرخه حيات راه مى يافت همه آن به نابودى مى گراييد.
قرآن كريم و روايات معصومان (ع ) از جلوه هاى مختلف نظم ، پرده بر مى دارند و ما را با اين گوهر گران بها آشنا مى سازند.
اين نوشتار در گروه معارف مركز پژوهش اسلامى صدا و سيما، با همكارى حجج اسلام ، آقايان عبدالله بنيادى ، فاضل عرفانى ، مهراب صادق نيا و جناب عرب پور، تاليف شده است . آنان كوشيده اند با استفاده از آيات و روايات ، سيره معصومان و شيوه بزرگان ، ابعاد نظم را شرح و توضيح دهند. اميد كه مورد استفاده خوانندگان گرامى قرار گيرد.
حسن كلام را به گفتار اسوه راستين نظم و انضباط در دوران معاصر، حضرت امام خمينى قدس سره آذين مى بنديم كه :
اگر در زندگى مان ، در رفتار و حركت مان ، نظم بدهيم ، فكرمان هم بالطبع نظم مى گيرد. وقتى فكر نظم گرفت و انسان در زندگى داشت ، يقينا از آن نظم فكرى كامل الهى هم برخوردار مى شود.

 بررسى واژگانى

لغت شناسان ، نظم را به معناى آراستگى ، هماهنگى ، پيوستگى ترتيب زمانى يا عددى يا مكانى ، رشته مرواريد، ميزان كردن ، قاعده قانون ،... دانسته اند؛  انضباط نيز در لغت ، به معناى استوار شدن ، نگاه داشتن ، رعايت قوانين و مقررات و نيز وفاى به نظم است . كلمه هايى مانند صف ، حد و حدود، تدبير، اقتصاد و ميانه روى و اتقان ، بيان كننده جلوه هاى نظمند.
برخى ، درباره انضباط بر آن رفته اند كه انضباط و راهنمايى تمايلات و غرايز فطرى به سوى هدفى ويژه است . انضباط، قانون زندگى است و از گذر آن ، فعاليت ها و رفتارها در ظابطه اى خاص در مى آيد و هر كس در مى يابد كه چه گونه بايد زندگى كند و چه گونه از اوقات خود به گونه شايسته بهره جويد.

لزوم نظم و انضباط

از آن جا كه انسان موجودى با گرايش هايى گوناگون است و اين گرايش ها در جامعه بشرى در تصادم و ناسازگارى اند، آن چه مى تواند انسان را از اين تنش نجات بخشد، وفادارى و عمل به قانون و ارج نهادن به حقوق ديگران است . پيشواى پارسايان ، حضرت على ( ع ) مى فرمايد:
برترين آدب آن است كه انسان بر حد خويش بايستد و از اندازه خود فراتر نرود.

جلوه هاى نظم

هر چند نظم ، در ظاهر و برون انسان ، جلوه گر است ، اما ريشه در دل و جان او دارد. روح آشفته و ناسامان ، ظاهر را نيز بى سامان مى كند و روح آراسته و فكر منسجم ، سخن و رفتار و زندگى را سامان مى بخشد. انسجام ظاهرى هر كس ، ريشه در انسجام درونى او دارد.
نظم ، گاهى در فكر است ؛ يعنى ، رشته افكار پريشان نيست و به اين سو و آن سو پراكنده نمى شود، و زمانى اين نظم ، در تنظيم وقت و برنامه ريزى براى استفاده بهينه از فرصت ها و جلوه گيرى از هدر رفتن اوقات به كار مى رود و ثمره آن نيز مجال يافتن براى كارهايى است كه در ذهن مى پرورانيم و آرزوى انجام دادنش را داريم ، و گاهى نظم در معلومات ، يافته ها، يادداشت ها، مطالعه ها، در كتاب و دفتر و اتاق درس و محيط كار و فضاى آموزشى و مكان زندگى و... به يارى مان مى آيد.
پريشانى و آشفتگى فكرى ، بى نظمى در زندگى را پديد مى آورد، و نداشتن نظم در زندگى ، فكر و روح را پريشان و آشفته مى سازد. هر دو به هم وابسته اند و تاثيرى متقابل در يكديگر دارند. نظم ، فقط سر وقت آمدن و سر وقت رفتن نيست . نظم ، تنها مرتب بودن يقه پيراهن و اتوى شلوار و بند كفش نيست . نظم هم فكر را در بر مى گيرد. هم عمل را، و هم به درون مربوط مى شود و هم به برون .
تفاوت هاى نظم و انضباط
انضباط، آن است كه انسان در درون خود، خويشتن را به قاعده گيرد و ضبط كند و بپذيرد كه مى بايد خويشتندار باشد و بر خود و اعمال و احوالش غالب آيد. وقتى اين توانايى و تسلط در اروپا گيرد، فردى منضبط مى شود كه خود به خود، جز درستى از او صادر نمى شود و جز حالت و حركت شايسته در او صورت نمى گيرد، ولى نظم آن است كه انسان را با ديگران ، در حركت جمعى همسو كند و براى فعاليت گروهى آمادگى بخشد. در اين جا، غالبا، سازگارى مطرح است و ممكن نيست همه افراد، همواره ، به نظم و همكارى در جمع خشنود باشند. اگر بخواهيم اين همسويى ، هميشگى باشد، بايد مانند جوامع غربى اين افراد را از عاطفه و استقلال فردى جدا سازيم ، ولى ما اين روش را ناروا مى دانيم.

+ نوشته شده در  شنبه 27 شهریور1389ساعت 8:27  توسط پیمان طرزعلی  | 

شیوه های عملی برخورد با انضباط در کودکان

شیوه های عملی برخورد با انضباط در کودکان

 

انضباط قانون زندگی است یعنی اینکه کلیه فعالیت ها ورفتارهای فرد تحت یک ضابطه وقانونی باشدکه بتوانداز مزایای زندگی ،بهترین بهره برداری را بنماید .این ضابطه وقانون را انضباط میگویند. آموزش انضباط باید از دوران کودکی صورت گیرد . زیرا دوران کودکی زمان شکل گیری شخصیت فرداست . به طورکلی در نگاهی گسترده وفراگیرانضباط دو گونه است:
1- انضباط حقیقی 2- انضباط نادرست. انضباط حقیقی، انضباطی است که در آن فردمعنای دقیق کلمه را فهمیدهواصول آن رایاد گرفته ودر نتیجه آگاهانه خود را ملزم به رعایت آن می داند در نتیجه فرد کلیه غرایز و انگیزه ها و تمایلات خود را در اختیار داشته واز آن به عنوان راهی برای رسیدنبه سعا دت حقیقی و مطلوبخویش استفاده می کند . انضباط نادرست، انضباطی است که فرد بدون اینکه معنا و اصول آنراآموخته باشداز طرف دیگران فشاری را برای رعایت تعدادی اصول ومقررات برای انجام ندادن رفتارهای خاص ویا اجبار در جهت انجام بعضی امور تحمل می کند که این نوع انضباط تمایلات طبیعی وفطری فرد را سر کوب می کند ومانع پرورش شخصیت وی می شود در این نوع انضباط فرد چون دائماً فشاری را بر روح خویش حبس می کند برای اینکه از این نا خوشایند رهایی یابد مجبور به مقاومت و برخی عکس العمل های غیر منطقی مانند لجبازی وپرخاشگری که نها یتاً منجر به انواع اختلالات رفتاری و بیماریهای روانی می گردد.در معنای وسیع میتوان گفت که هدف انضباط کاهش آزادی افرادپنهان ساختن تمایلات فطری وسلب آسایش آنها نیست بلکه غرض تفهیم نحوه استفاده صحیح از آزادی است . ما هم می خواهیم کودکمان در محدوده ای حرکت کند که فعا لیت ها و تلاش ها یش در جهت خیر و مصالح او هستند و مو جبات آشفتگی و سر در گمی ودر نتیجه استفاده از استعدادهای پیدا و پنهانش را فراهم نمی آورد .دراینمورد بایدبه کودک آموخت که همانگونه که او حق دارد به تما یلاتش پاسخ داده و از آزادیش استفاده کند دیگران نیز همانند او از این حق بر خور دارند .انضباط نوعی اجبار است اما اجباری که برای محافظت افراد از خطرات ،تحکیم اراده آنها در رعا یت حرمت جمع اجتناب نا پذیر است . فرد منضبط از طرف همگان به راحتی پذیرفته می شود واز طرفی رعایت قوانین و اصول انضباط سبب می گرددکه فرد از خطر سستی اراده و سر گردانی در میان وسوسه های مختلف محفوظ مانده ودر نتیجه نه تنها شخصیت او را از انواع خطرات و ابتلاء به انواع اختلالات رفتاری و روانی محفوظ دارد بلکه به شکوفایی استعدادها و توا نا ییها یش کمک نماید .کودک به علت طبع کنجکاو ، فعا ل وپذیرنده ای که دارد در مقابلانضباط که نوعی اجبار درانجام یا عدم انجام کاری است نوعی احساس تقابل در خود می آفریند . وچنانچه با کودک رفتاری سلطه جو یانه و غیر منطقی بشود لجاجت و مقاومت و عدم پذیرش کودک را به سوی انحرافات ضد اجتماعی خواهد کشید.


پدر و مادرها چه باید بکنند ؟


1- ثبات فکر و قدم : والدینی موفق ترند که در ایجاد انضباط در کودکان خود دارای سیاست و روش ثابت هستند . با این روش کودکان گیج نشده و می آموزند که هیچ گاه قانون شکنی نکنند مثلاً ، اگر کودک شما بایدرأس ساعت مقرری به رختخواب برود باید این کار را همیشه و در هر مو قعیتی انجام دهد زیرا که اگر کودک شما بفهمد که گاهی می تواند دیر تر بخوابد این حس در وی بوجود خواهد آمد که می تواند این کار را در مورد تمام قوانین انجام دهد ودر نتیجه احترام زیادی برای قوانین قا ئل نخواهد بود .

۲ - همفکری وهمیاری : مهم ترین وظیفه والدین در اجرای انضباط این است که به کودک این احساس را منتقل کنند که هر دودارای یک شیوه ثابت و واحدی هستند در این صورت او می داند باید از هر کدام چه انتظاری داشته باشد .والدین باید در مقابل کودک از یکدیگر انتقاد نکرده و نظر هم را رد نکنند و با یکدیگر به توافق برسند .اجرای انضباط درمورد هر کودک متفاوت است،به علت وجود تفاوت های فردی بین کودکان عکس العمل کودکان دربرابر اجرای یک مورد انضباطی تفاوت دارد واین از وظایف والدین است که انضباط را به گونه ای آموزش دهندکهمتناسب با رو حیه ،سن،هوش وتوانایی هر کودک باشد .باید این مسئله مد نظر قرار گیرد که با یک زبان و شیوه نمی توان با همه کودکان بر خورد نمود مثلاً برای بعضی کودکان باید با تو ضیح مفصل لازم رعایت انضباط را شرح داد،در بعضی کودکان فقط این که والدین به او امر کنند کافی است و در برخی باید با بیان جدی و محکم نشان داد که عدم اطاعت از دستورات منجر به محرومیت وی ازبعضی از امتیاز ها خواهد شد . نکته ای قابل توجه است ،آن است که کودک خود را هیچگاه تنبیه بدنی نکنید ، چنانچه بعضی از والدین از مسیر اصلی منحرف شده و اظهار می دارند که برای تربیت فرزند خود چاره ای غیر از تنبیه بدنی ندارند باید متوجه باشند که خود آنها راه را اشتباه رفته اند برای جلوگیری از این امر کوشش فراوان بری جلب اعتماد و بر قراری تفاهم عمیق و اصولاً ایجاد یک رابطه صمیمانه و محترمانه متقابل لازم است .یکی از موارد ی که والدین در برابر سر پیچی فرزندانشان باید مورد توجه قرار دهند این است که چرا فرزندشان از رعایت انضباط سر پیچی می کند. کشف این راز یکی از رموز موفقیت و انتقال یادگیری انضباط به کودکان است بری آن علل متعددی رامی توان نام برد :

۱- نا آگاهی

۲ - بی اعتنایی به مقررات

۳ - انتقام

۴ - وجود بعضی بیماری های روانی و عقب ماندگی های ذهنی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 12:3  توسط پیمان طرزعلی  | 

آموزش و محبت به دانش آموزان در کلاس درس

آموزش و محبت به دانش آموزان در کلاس درس ، پیشنهادهایی

 برای تقویت عزت نفس دانش آموزان

 

 

یاد دهی كه در زبان ساده تر و یا بهتر به آن آموزش هم می گویند بحث گسترده ای است . آیا روشی كه برای یاددادن انتخاب می كنیم درست است ، اصلاً‌چه روشی را باید انتخاب كرد . یاد دادن علم آنقدر پیشرفت كرده كه ما با تحلیل و بررسی به همه نكات منفی و مثبت قضایای آموزش سالهای قبل پی می بریم. وقتی كه مهر و محبت باشد ، درصد هوشی افراد بالا می رود ، انگیزه بیشتر شده و با ذوق و شوق به طرف علم می روند و یا به طرف هر چیزی كه با محبت باشد. "محبت و صبر" از ملزومات كار معلمان است و معلم باید خوب بیاموزد و خوب آموزش دهد. خداوند، انسان را به تامل در خلقت جهان و تفكر دعوت كرده و شایسته است بشر یاد بگیرد كه خوب ببیند، خوب بیندیشد و همواره ذهنی خلاق و سیال داشته باشد تا زمینه‌های بالقوه را به خلاقیت و نوآوری تبدیل كند. اندیشیدن و تفكر، بارزترین ویژگی انسانها و خود نوعی یادگیری است و به همین دلیل معلمان هدفمند برای بهبود یادگیری دانش‌آموزان در محتوا و روشهای خویش تغییر ایجاد می‌كنند. آنان با این كار به‌خلاقیت و نوآوری، خودباوری، تفكر، روحیه پرسشگری و انعطاف‌پذیری به همراه یادگیری دانش‌آموز عمق بخشیده و سعی می‌كنند كه برای او لحظاتی بیادماندنی در كلاس فراهم كنند. یكی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتّی در كودكان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی (عزت نفس) است، بنابر این امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات، پرورش و تقویّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان، نقش بسزایی ایفا می كند.

3۵ پیشنهاد ؛ از این رو با توجه به اهمیّت عزت نفس در رشد شخصیت و سلامت روانی كودكان و نوجوانان، در جهت تقویت و افزایش آن، موارد زیر به والدین و دست اندركاران تعلیم و تربیّت توصیه می شود:
1-روحیه دینی و ایمان مذهبی را در كودكان و نوجوانان تقویت كنید.
2- سعی كنید در برخورد با كودكان و نوجوانان، توانمندی های آنها را مورد نظر قرار دهید، نه ناتوانی ها را.
3- زمینه كسب تجربه های خوشایند از فعالیت های مستقل و آزاد را برای آنها فراهم كنید.
4-تجربه های موفقیت آمیز آنان را افزایش دهید.
5-قدرت تحمّل كودكان و نوجوانان را برای مواجه شدن با ناكامی های احتمالی افزایش دهید.
6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عین حال مطلوب كودكان و نوجوانان را تقویت كنید.
7- كودكان و نوجوانان را در كنترل احساسات و عواطف خود یاری دهید.
8-مهارتهای اجتماعی كودكان و نوجوانان كمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزایش دهید.
۹- آنان را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا كنید.
10-از انجام هر گونه رفتار تنبیهی و تحقیرآمیز درباره ی دانش آموزان خودداری كنید.
11- از مقایسه كردن دانش آموزان بپرهیزید و تفاوتهای فردی را مورد نظر قرار دهید.
12-در برخورد با كودكان و نوجوانان، ملایم و منطقی باشید.
13- اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خویش بدهید و به نظریات آنها احترام بگذارید.
14- نظریات خویش را به دانش آموزان تحمیل نكنید و آنها را به صورت ساده و عینی، قابل لمس و درك برای آنان توضیح دهید.
15- به دانش آموزان درحد توانایی هایش مسئولیت بدهید.
16- در انجام كارهای روزانه، آنها را هدایت، ارشاد و تشویق كنید.
17- به آنها در حد لزوم اجازه فعالیّت و بازی دهید.
18-در برخورد با آنان حالت پذیرندگی، و نه طردكنندگی داشته باشید.
19- از وابسته كردن بیش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهیزید.
2۰- آنها را هیچ گاه با موضوعات خرافی نترسانید.
2۱- بین دانش آموزان تبعیض قائل نشوید و با آنان یكسان رفتار كنید.
22-هر چه كه آنها می خواهند به راحتی و سریع در اختیار شان نگذارید، به او فرصت دهید تا ارزش به دست آوردن و لذّت استحقاق داشتن را درك كند.
23-نسبت به احساسات و عواطف كودكان یا نوجوانان خود، بی تفاوت نباشید، آنها را به گرمی بپذیرید و تا حد امكان آنها را یاری كنید.
24-با آنها همانند دوستان صمیمی رفتار كنید.
25-توجه داشته باشید كه مشاجرات لفظی در خانه (میان پدر و مادر) در روحیه یا رفتار كودك یا نوجوان منعكس می شود.
26-به سرگرمی ها و تفریحات مناسب در زندگی كودكان اهمیت دهید و نسبت به آنها بی تفاوت نباشید.
27-محبّت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحی ابراز نشود. خالص ترین و سالم ترین محبت در تلاشی كه به طور روزمره برای اعطای اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل می آورید، جلوه گر می شود.
28-در محبّت كردن به كودكان، راه افراط یاتفریط را در پیش نگیرید، محبت متوسط توأم با صمیمیّت، اثر فراوانتری دارد.
29- به فرزندتان احساسی بدهید كه بداند دوست داشتنی و قابل احترام است، اما هرگز با او نوزادوار رفتار نكنید.
30-توقعات كودكان را در حدّ معقول و درست برآورده سازید.
31-هیچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنید و از مسخره كردن آنها به طور جدی بپرهیزید.
32- در پرورش استعدادهای بالقوه دانش آموزان جدیّت به خرج دهید.
33-در شرایط آموزشی، بر فعالیت دانش آموزان در یادگیری تأكید شود نه بر پیشرفت آنان، زیرا تأكید بر فعالیت یادگیری، به جای تأكید بر درستی و نادرستی پاسخ، برانگیزنده ی كوششهای دانش آموزان است.
3۴-رقابت میان دانش آموزان برای كسب نمره كاهش یابد. تحقیقات نشان داده است، در موقعیّت های آموزشی كه میان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتّی دانش آموزانی كه عزّت نفس بالایی دارند، با شكست روبه رو می شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آنها افزایش می یابد.
35- برای آن كه كودكی با عزّت نفس بالا پرورش دهیم، باید خود دارای عزّت نفس شایان توجّهی باشیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 شهریور1389ساعت 10:43  توسط پیمان طرزعلی  |